X
تبلیغات
(◕‿-)یه دختر مث همه ی دخترا◕‿-)
روزنوشته های یه دختر
باتو از عشق میگفتم،
از پشیمانی،
واز اینکه فرصتی دوباره هست یانه؟
در جواب صدایی که بی وقفه می گفت:
« دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد»!!

چرا؟؟؟؟؟؟!!!!!!
+ تاريخ سه شنبه پانزدهم بهمن 1392ساعت 15:19 نويسنده ELNAZ |

اینکه من بینِ هزاران نفر باشمٌ بخندم مانعی نـــیس
خندهء مخصوصِ من فَقَـــــد مخصوصِ [1] نَفَــره      
+ تاريخ یکشنبه نوزدهم آبان 1392ساعت 16:31 نويسنده ELNAZ |

نظر خصوصی میذارین انتظار جواب هم دارین ؟؟
+ تاريخ چهارشنبه پانزدهم آبان 1392ساعت 22:54 نويسنده ELNAZ |

دختری که هر چیزی رو که دوست نداری میزاره کنار
دختری که همیشه با حوصله جواب اس ام اساتو میده

دختری که هیچ کسی جز تو به چشمش نمیاد
دختری که وقتی داری چیزی میگی خیره میشه تو چشمات
همونی که حاضر برات هرکاری بکنه !

این دختر رو نباید اذیت کنی , حتی اگه دوسش نداری!!!
+ تاريخ سه شنبه هفتم آبان 1392ساعت 17:23 نويسنده ELNAZ |

خدایم، ای پناه لحظه هایم
صدایت میکنم
بشنو صدایم...
+ تاريخ دوشنبه چهارم شهریور 1392ساعت 2:45 نويسنده ELNAZ |

خدایم، ای پناه لحظه هایم
صدایت میکنم
بشنو صدایم...
+ تاريخ دوشنبه چهارم شهریور 1392ساعت 2:44 نويسنده ELNAZ |

از عشقهای این روزها
داستانی به بلندای
شنگول و منگول هم نمیتوان نوشت,
چِه برسَد به شیرین و فرهاد...
.
.
.
.
.
پ.ن:خدایا شکرت ک با وجود بعضی افراد ک سر راهمون قرار میدی، باعث میشی قدر بعضیارو بیشتر بدونیم........... بیشتر ..
...............
واقعا خدا هیچ کارت بی حکمت نیست..
+ تاريخ پنجشنبه هفدهم مرداد 1392ساعت 23:7 نويسنده ELNAZ |


چقدر دلم می خواهد معشوق مردی باشم که لبخندش وسیع و مهربان باشد و آغوشش بوی خودش را بدهد، مردی که بی هوا بیاید و بگوید موافقی جمع کنیم و به سفر برویم و من هیجان زده ذوق کنم و بپرم بغلش، گاهی نیمه شب هوس خیابان گردی کند و برایم کلیات مولانا و حافظ بخواند و دستانش بزرگ باشد و آدمها را دوست داشته باشد و بر سر بچه ها دست بکشد و مهربان بغلشان کند و از زنها نترسد که شیطانند و گولش می زنند، که خودش را قبول داشته باشد و برایم دامن های پرچین گلدار و لیوان های خوشگل بخرد و کیف کند وقتی میوه می خورد و داستان بخواند و بتواند همیشه با یک دست رانندگی کند و دستپختم را دوست داشته باشد و در چشمم غرق شود و لباسهایم را بو کند و مادرش را دوست داشته باشد و از خودش برایم بگوید که بلد باشد حرف بزند و مرا وقتی گریه می کنم بخنداند و دوستت دارم هایش وجودم را پر کند
+ تاريخ چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392ساعت 21:42 نويسنده ELNAZ |

خـدایـا ...



یـا کسی را بـه ما نـده



یـا اگر میـدهی



دیــگر از ما نگیر



آدمها هم هدیه را پــس نمی گیـرند



تو که دیگر خدایـی
+ تاريخ چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392ساعت 21:41 نويسنده ELNAZ |

تا کنکور تعطیل.....
+ تاريخ پنجشنبه یکم فروردین 1392ساعت 11:52 نويسنده ELNAZ |